گروه تئاتر کوچک بوکان - ژاک لوکوک

ژاک لوکوک تا هنگام مرگ، زندگی خود را وقف آموزش بازیگری با تأکیدی خاص روی ژست های بدنی کرد.
تاکنون متوجه شده ایم که بدن ما با بیان خود از ریق حرکات بدنی، در می یابد که کدام حرکات پاسخ مورد نظر از اطرافیان را به دنبال داشته و کدام حرکات چنین پاسخی را به دنبال نداشته و باید حذف شوند.
لوکوک با مشاهده ی دقیق مردم در فرهنگ های مختلف، تفاوت میان ژست های کنشگر (که تمام بدن شان درگیر می شود)، و ژست های نمایشگر (که شما از طریق آن ها صحبت را قطع می کنید تا نکته ای را یادآور شوید یا مطلبی را دنبال کنید) را نشان داد.
اصل کارساز و مؤثر لوکوک این بود که حرکت از سکون به وجود می آید همان گونه که کلام از سکوت.

لوکوک در سال 1921 در پاریس به دنیا آمد.
در طول نخستین سال های بلوغ او فرانسه تحت اشغال آلمان بود.
او که ژیمناستی مشتاق بود، در سال 1941 به دانشکده ی تربیت بدنی رفت.
شش سال بعد در مؤسسه ای که از طریق اجرای بدنی آموزش می داد، اقدام به تدریس بیان بدنی کرد.
او که به نظر می رسید همانند میسنر معلمی ذاتی است، چند سالی را در ایتالیا گذراندن و بجز دیگران با داریو فو و جورجو استرهلر[1] (01997-1921) نیز کار کرد.
لوکوک در مدت حضورش در ایتالیا با اشتیاق تمام هنر و سنت های کمدیا دل آرته را فراگرفت و از تراژدی یونانی و کار همسرایان به هیجان آمد.
این تأثیرات به طور قابل ملاحظه ای سیستم آموزشی او را شکل داد و در سال 1956 او مکانی را دایر کرد که امروزه به
L’Ecole Jacques Lecoq
(مدرسه ی ژاک کولوک) مشهور است.
در این مدرسه تأکید روی تربیت «بازیگر خالق» است.
نه «بازیگر مفسر».
(آیا تأکید آدلر روی بازیگر به مثابه ی همکار را به یاد می آورید؟)
در سیستم لوکوک برای به هیجان آوردن تخیل خلاق شما، از بداهه پردازی و میم استفاده می شود تا حدی که شما می توانید مالک هنر خودتان باشید.
(آیا استفاده ی چخوف از تخیل برای این که بتوانید شخصیت پردازیتان را مال خود کنید به یاد می آورید؟)
منابعی که لوکوک را تغذیه کردند بسیار زیادند.
او ویژگی شخصیت های معروفی را که ما پیشتر با برخی از آن ها آشنا شدیم یکجا در خود دارد.
افرادی مانند: کوبر، استانیسلاوسکی، مایرهولد و نیز سلطان میم اتیش دکرو (1898-1991)، و سنت های تئاتر شرقی هند، بالی، چین و ژاپن.
تأثیر خود لوکوک نیز بر رشد تئاتر اروپا در این شصت سال اخیر فوق العاده بوده است.
دو کتاب از او به چاپ رسیده است:
اولی تحت عنوان تئاتر حرکت و ژست ترجمه شده است؛
در این کتاب او هم ایده های نظری زیادی درباره ی طرز راه رفتن، میم، تأثیر متقابل بدن و لباس و هم تکنیک های عملی در اختیار می گذارد.
کتاب دوم را که به فرانسه
Le corps poetique–
بدن شاعرانه – نام دارد دیوید بردبی به انگلیسی بدن جنبان ترجمه کرده است.
بدن شاعرانه (2001)
بدن شاعرانه گزارش فوق العاده ای از برنامه ی آموزشی دو ساله در مدرسه ی لوکوک است.
او هم دلایل نظری و هم محتوای عملی هر کلاس را به وضوح بیان می کند.
به همین دلیل این کتاب فوق العاده مفید است.
به ویژه اگر کتاب را مانند بسیاری از بازیگران جوان – یک دوره ی آموزشی در نظر بگیرید نه یک هنرکده ی معمولی.
سال او با بداهه پردازی در سکوت آغاز می شود که هنرجویان تجربیات خاصی از زندگی واقعی را دوباره بازی می کنند.
(تجزیه و تحلیل پویای استانیسلاوسکی نیز با بداهه پردازی در سکوت که او آن ها را «اتود در سکوت» می نامید آغاز می شد. حافظه ی تأثری استراسبرگ نیز به تجربیات زندگی واقعی می پرداخت.)
می بینید که صرفاً باتوم دست به دست شده است.
لوکوک تأکید می کند که شما در این بداهه پردازی ها نباید نگران تماشاگران باشید.
آنچه در این تمرینات اهمیت دارد:
تجسم صادقانه و وفادارانه ی تجربه است.
مرجع اصلی تمام آموزش های لوکوک صرفاً زندگی است.
(آیا رفتار واقعی استراسبرگ را به یاد می آورید؟)
تمرکز سال دوم روی چیزی است که لوکوک آنان را حوزه های جغرافیای نمایشی می نامد و پرسش های اصلی آن عبارتند از:
1. حوزه های بازی کدام هستند؟
2. بهترین زبان یا سبک تئاتری برای بیان این حوزه ها به شکل دراماتیک کدام هستند؟
3. کدام متون دراماتیکی به بررسی پربار هر حوزه کمک می کنند؟
حوزه های اصلی برای پاسخگویی به این پرسش ها عبارتند از:
ملودرام (با تأکید بر احساسات باشکو و جستجوی عدالت)؛
کمد یا دل آرته (با تأکید بر اربتاط دوسویه)؛
لوده بازی (با تأکید بر هجو قدرت و تلاش های بیهوده انسان)؛
تراژدی با تأکید برقهرمانان و گروه همسرایان؛
و دلقک بازی با تأکید بر رهایی کودکی.
(آیا تأکید چخوف بر اهمیت دلقک بازی را در کتاب سخنی با بازیگران به یاد می آورید؟)
مزایا
کتاب بدن شاعرانه ابزارهای ارزشمندی را در اختیارتان می گذارد.
در این جا ما صرفاً به این پنج مورد می پردازیم:
1. ماسک خنثی؛ کار با اشیاء به شکل میم؛
2. هل دادن و کشیدن،
3. دلقک بازی
4. نقش تماشاگران
5. نقش تماشاگران
برای درک عمیق و عملی ماسک خنثی بهترین مرجع کتاب بدن شاعرانه است.
ماسک خنثی بخش اصلی متد آموزشی لوکوک استو ماسک خنثی برای شما حکم «بوم سفید» را دارد که از طریق آن می توانید به حالت تعادل کامل برسید و حرکاتی موجز انجام دهید.
ماسک خنثی علاوه بر جستجوی ابعاد انسانی، برای جستجوی طبیعت نیز به کار می آید –
از زمین، هوا، آتش و آب گرفته تا رنگ ها، نورها، اصوات و فضاها.
آموزش لوکوک به شکل آگاهانه ای به دنبال حس شاعرانه ی هانی در هر یک از ماست (که بازگویی مطالبه ی وسعت روحی آدلر و تئاتر سرچشمه های گروتفسکی است.
تئاتر سرچشمه ها درباره ی سرچشمه های مطلقی است که پیش از این که ویژگی های خاص فرهنگی ما را شکل دهند، عمیقاً همه ی مارا به هم پیوند می دهند).
این جستجو ها ابتدا در سکوت و بعد همراه با موسیقی و کلمات است. لوکوک عاشق زبان بود.
فرانسویف آلمانی، انگلیسی، اسپانیایی، ژاپنی و ایتالیایی بخش مهمی از آموزش او را تشکیل می دادند.
یک نمونه ی جذاب آن تفاوتی است که لوکوک میان صدای واژه ی انگلیسی
Butter
(که به شکل کره ی منجمد داخل فریزر قرار دارد) و واژه ی فرانسوی Buerre (که به محض این که ان را بر زبان می رانید گویی روی نان ذوب می شود) قائل است.
(آیا بازی حسی با اصوات چخوف را به یاد می آورید؟)
کار لوکوک با اشیاء نیز جالب است؛ که شامل تجریبیات تخیلی فوق العاده ای است و بی شباهت به آدلر نیست.
او برای اشیاء شخصیت قائل است.
به عنوان مقال یک کاغذ مچاله یا یک حبه قند که در چای شما حل شده، ویژگی های تراژک دارد؛ زیرا آن ها تسلیم و منفعلند و به شرایطشان تن داده اند.
البته لزومی ندارد اشیاء واقعی باشند، و میم فوق العاده اهمیت دارد همچنان که برای استانیسلاوسکی و آدلر نیز اهمیت داشت.
همانگونه که پیش تر گفتیم، اگر شما حتی نتوانید یک کار عادی مانند خوردن یک لیوان نوشیدنی تگری را به صورت میم اجرا کنید، پس چگونه می توانید مواجهه با چیزهایی حقیقتاً ناآشنا مانند روح بانکو یا خطری غیرواقعی را که روبروی خود احساس می کنید اجرا کنید؟
تخیل و جستجوی جسمانی در آموزش لوکوک با ظرافت در هم آمیخته اند، همراه با میم که بخش حیاتی هرگونه آموزش و پرورش بازیگر است.
سومین ابزاری که بررسی می کنیم، هل دادن و کشیدن است.
به ویژه در این مورد است که کتاب بدن شاعرانه الهام بخش است:
یعنی روشی که در آن، کار تکنیکی و کار تخیلی با هم تلفیق می شوند. لوکوک معتقد است که هرکاری را که ما در زندگی انجام می دهیم می توان به دو کنش خلاصه کرد:
هل دادن و کشیدن.
این امر هم در مورد «پانتومیم اجرا کردن کنش ها» (یعنی به شکل پانتومیم هل دادن و کشیدن وسایل صحنه، دیوار، طناب و هرگونه فعالیتی) و هم در مورد احساسات یا گرایش های نهفته در روابط انسانی، صادق است.
لوکوک معتقد است هل دادن / کشیدن به سه شکل عملی می شود:
در شکل افقی، هل دادن / کشیدن بین دو نفر است؛
و در شکل مورب، (شبیه تبر داخل چوب) انرژی به هر سمتی روانه می شود و هیچ کس نمی داند چه اتفاقی خواهد افتاد.
من شخصاً متوجه شده ام که درک جسمانی هل دادن/ کشیدن و دلالت های استعاری آن برای درک احساسات و رگایش های نهفته در روابط انسانی روی صحنه فوق العاده مفید است.
در اغلب صحنه های دراماتیک، می بینید که معمولاً یک شخصیت اصلی (یعنی اوست که اقدام به هل دادن یا کشیدن می کند) و دیگری فرعی (یعنی اوست که در برابر آن کنش مقاومت می کند یا واکنش نشان می دهد) است.
به نحوی می توان کشیدن را چنین تعبیر کرد:
«از من دور شو چون هیچ نقطه ی مشترکی بین ما وجود نداره»
یا این که کشیدن را می توان چنین بیان کرد:
«من خیلی عاشق توام، اجازه بده تو رو در اغوش بگیرم».
و هل دادن را چنین:
«تو دیگه پسر بزرگی شده ی، وقتشه که دیگه از آشیانه پرواز کنی.»
شما می توانید بلافاصله احساسات و گرایشات نهفته در اصل (به شکل پانتومیم اجرا کردن کنش) لوکوک را بگیرید و برای هرگونه سناریوی روان شناختی به کار برید – هم در متن های دراماتیک سنتی و هم در تئاتر هایی که کاملاً مبتنی بر بدن هستند.
چهارمین ابزاری را که از کتاب بدن شاعرانه بررسی می کنیم درک لوکوک از دلقک بازی است.
دلقک بازی از نظر لوکوک رفآیند خودشناسی است، زیرا به جنگ با خودتان می روید.
برای این که دلقک موفقی باشید باید رها و آسیب پذیر باشید و ضعف ها و کارهای احمقانه ی خودتان را پنهان نکنید.
نمی توانید پشت شخصیت مخفی شوید – زیرا شخصیتی وجود ندارد. شما هستید و آشکارگی روانی و بدنی محض.
برای دلقک بودن باید نتوانید، بیفتید و گند بزنی.
حتی نمی توانید لباستان را درست بپوشید:
شلوارتان خیلی کوتاه است، کفش هایتان خیلی بزرگ است، کلاهتان خیلی کوچک است، درکی از رنگ و سبک و طراحی ندارید.
خودتان را به عنوان آدم مضحک معرفی می کنید.
برای دلقک بودن شما باید با شدیدترن ترس های دوران کودکیتان مواجه شوید: ترس از تنهایی، ترس از این که گروهی شما رابازی ندهند، ترس از این که خیلی چاق، لاغر، کوتاه، بلند، بی عرضه، خجالتی، تیزهوش و احمق جلوه کنید.
این ترس ها نهفته منبع بسیار مهمی برای دلقک بازی هایتان هستند. همان گونه که لوکوک گفته است:
دلقک بازی چیز های شگفت و غیرعادی فرد را شکوفا می کند (lecoq, 2001: 149). و این شگفتی و غرابت ریشه در اشتباهات دارد.
اشتباهات جزء لاینفک زندگی هستند.
آن ها شما را به جلوه می رانند و بی وقفه شما را مشتاق نگه می دارند. دلقک بازیصرفاً به معنای پذیرش اشتباات نیست، بلکه به معنای مطالبه ی اشتباه است.
و سرانجام: تماشاگر.
برای دلقک بازی شما باید با تماشاگران ارتباط برقرار کنید؛ زیرا دلقک شما وابسته به واکنش های انهاست.
این امر ذاتاً بداهه پردازانه خواهد بود زیرا شما هرگز نمی توانید دقیقاً پیش بینی کنید که ان ها چگونه واکنش نشان خواهند داد.
دلقک بازی در مدرسه ی لوکوک صرفاً در پایان سال دوم، یعنی زمانی که هنرجو کاملاً خود را به دیگران نشان داده، ارائه می شود.
بنابراین عمیقاً درک کرده که واقعیت اجرای زنده، ارتباط او با تماشاگران است- همچنان که در فصل پنجم نیز دیدیم.
هشدارها
همانند چند استاد دیگر، در مورد کتاب دن شاعرانه نیز هشدار چندانی وجود ندارد.
بدن شاعرانه کتاب الهام بخشی برای تمام بازیگران است؛ چه بخواهند آموزشی سنتی و متن بنیاد ببینند و چه تئاتری بدن بنیاد و ابداعی.
در حقیقت اگر بخواهید تنها یک ابزار از جعبه ازار لوکوک بردارید، آن ابزار همانا تأکید او بر بازی است.
بازی اساساً دارای خصوصیت توجه آزاد است که در هر فرآیند آموزشی تکرار می شود.
بازی توانایی بسط و گسترش یک ایده به منتها درجه ی روانی و بدنی آن، با اطمینان کامل است به شرط این که واقعیتی که درون بازی شکل گرفته از دست نرود.
لوکوک نیز مانند باربا به دنبال جلوه گری بود که دلالت بر حضور هنرجو داشت و آموزش این حضور است که به آخرین دست به دست شدن باتوم منجر می شود – یعنی از اروپا به شرق.
" مبانی بازیگری " / نوشته ی : بلا مرلین / ترجمه ی : علی حاجی ملا علی "
سایت مدرسه ژاک لوکوک http://www.ecole-jacqueslecoq.com/en
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 3:27 توسط عبدالرحمن عزیزی
|