؛ "عبدالرحمان عزیزی" مسئول انجمن نمایش بوکان در گفت وگو با زریان : تئاتر بوکان در بستر بیماری است و
تئاتر بوکان در بستر بیماری است/ استعفا بهترین گزینه برای من است

زریان؛ آقای عبدالرحمن عزیزی راجع به فعالیتهای انجمن هنرهای نمایشی بوکان و اهمیت این انجمن برای مخاطبین ما صحبت کنید؟
عزیزی؛ قبلا"باید یک نکته را یادآور شوم . تاریخ تئاتر در بوکان مانند ادبیات شفاهی کوردی دارای قدمتی دیرینه وکهن دارد . که از حوصله بحث امروز ما خارج است .
اما تئاتر رسمی و صحنه ای از سالهای 1328 و به بعدش که اداره فرهنگ و آموزش تاسیس شد بصورت حرفه ایی آغاز شده و فراز وشیبهای زیادی را طی کرده ودر دهه 50 به اوج خود رسیده بود . هنرمندانی چون عمر حمیدی ، ابراهیم فرشی ، جعفر مردانبیگی ، وبسیاری دیگر از عزیزان که امروز ما میراث دار آن هستیم. که متاسفانه میراث دار خوبی نبودیم. تئاتر بوکان مانند همه هنرهای دیگر و ادبیاتش حالا دربستر بیماری است. بیماری که باید تحت مراقبتهای ویژه و مداوا و معالجه فوری قرار گیرد. تئاتر هنری کامل ومادر هنرهاست. وقتی مادر بیمار باشد بقیه وضع اسفناک تری دارند .
بنده از سال 1393 برای دومین بار در طول فعالتهای تئاتری ام بعنوان یکی از مسئولین انجمن انتخاب ویا منصوب می شوم در اواخر دهه شصت وواویل دهه هفتاد برای فعالیت در ترکیب هیات امنای انجمن انتخاب و سال 93 بعنوان مسئول انجمن منصوب شدم البته تا شهریور 94 دوست واستاد عزیز آقای اسراری هم قبول زحمت فرمودند . سال 94 بیست وهفتمین جشنواره استانی تئاتر رادر بوکان در سخت ترین شرایط وفشارها برگزار کردیم.
برای ارزشیابی وشناسایی گروه ها و دادن شخصیت حقوقی به این گروهها بیشتر ین تاکید را بر فعالیتهای گروهی متمرکز کردیم و نتیجه اش تشکیل 11گروه در قالب 3 گروه رسمی وحرفه ایی با پروانه فعالیت و8 گروه در سطح شهر شد.
زریان؛ تفاوت این گروه ها در چیست؟
عزیزی؛ گروه های رسمی وحرفه ایی گروه های هستند که دارای سوایق علمی وعملی و تحصیلات آکادمیک وسابقه بیش از 7 سال را دارند که هرکدام ازسو مرکز هنرهای نمایشی تعیین سطح واجازه فالیت می شوند. برای دریافت پروانه فعالیت یک مراحل اداری و ارزشیابی خاصی را باید طی کنند . الان در بوکان ما سه گرو ه حرفه ایی در سطح ب کشوری را داریم؛ گروه تئاتر کوچک به مدیریت هنرمند خالد حیدری که از گروههای باسابقه بیش از 30 سال فعالیت.گروه تئاتر ققنوس به مدیریت افشین ناصری که در بیشتر جشنواره های کشوری شرکت دارند و گروه تئاتر کانی به مدیریت آقای رحیم عبدالرحیم زاده کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر ، گروهی است تخصصی و حرفه ایی با سوایق کار بین المللی و 8 گروه نیمه حرفه ایی و تازه تاسیس که با کسب مجوز از کارشناس امور هنری اداره فرهنگ وارشاد اسلامی بوکان فعالیت می کنند که جمع فعالین این گروه ها به بیش از 110 نفر می رسد .
زریان؛ بسیار عالی، حاصل کار این گروه ها در مدت فعالیتهای جنابعالی چیست ؟
عزیزی؛ فعالیت انجمن یک فعالیت صنفی است . کنترل ونظارتی بر فعالیت گروه ها ندارد بلکه از گروههای فعال واعضای آنها حمایت می کند. مجوز فعالیت و مجوز و تائید متون و برنامه های اجرایی توسط کارشناس امور هنری وهیات ارزشیابی اداره انجام می شود.گروه ها در ابتدای سال برنامه های خودر را به دفتر انجمن ارایه می دهند و سپس همه درخواستها از طریق اداره شهرستان به استان ارسال می شود .تا بودجه مناسب دریافت کنند. در سال 94و 95 همه گروه ها در سخت ترین شرایط فعالت داشتند. با همه تشویق ها وحمایتهای گروهی وحمایت صفر درصدی اداره چند کار شاخص و خوب انجام شد:
اولین آن رویداد بیست وهفتیمن جشنواره تئاتر استانی واجرای 8 کار حرفه ایی تئاتر، گروه تئاتر کانی با کار بین المللی مشترک با کشور یونان نمایش برزخ راجشنواره بین المللی مریوان وبوکان اجرا کردند. گروه کاوان نمایش کوردی " له گوتره شاد" را درجشنواره کوردی سقز به روی صحنه بردند. گروه تئاتر ققنوس در جشنواره تئاتر استانی با "نمایش مافقط سه نفر بودیم "شرکت داشتند. وگروه تئاتر جامعه معلولان بوکان هم در جشنواره منطقه ای جوایز متعددی را کسب کردند. و اجرای دوگروه تئاترمهیمان مهاباد وسقز در سالن سیمرغ و گروه های دیگرهم به اندازه توان خودشان فعالتهای اجرایی واموزشی داشتند و در سال 95هم با آنکه فشارها بیشتر شده بود . بی برنامه گی وعدم حمایت اداره دو چندان شده اما باز گروههای تئاتری فعالتهای نسبتا" خوبی داشتند. برنامه های آموزشی در چندین دوره متوالی توسط انجمن وگروه تئاتر مانا و اقای خالد حیدری وهمکاری آقای عبدالرحیم زاده یک روند ونفس تازه ای به بخش اموزشی تئاتر بوکان داد. اجرای نمایش های " بازی های بی کلام" "توسط گروه تئاتر جامعه معلولان بوکان و نمایش " شوینی خوین له سه ر به فر" توسط گروه تئاتر ژیله مو در ابتدای سال و گردهمایی گروههای تئاتر در خردادماه و شرکت گروه تئاتر ققنوس در جشنواره بین المللی تئاتر در مشهد از مهمترین کارهای شاخص 95 به حساب می اید .
زریان؛ با این اوصاف که فرمودید شما فعالیت تئاتر بوکان در این دو سال چگونه ارزیابی می کنید؟
عزیزی؛ بسیار ناامید کننده، بسیار بد. وضع اصلا" خوب نیست. متولی وناظر در بدترین شرایط ممکن انجمن وگروه ها را رها کرده است.منزلت تئاتر و هنرمندان به پایین ترین حد خود رسیده. هرگونه برنامه ریزی بعلت عدم توجه اداره به شکست منتهی می شود. عدم حمایت اداره فشار برهنرمندان را دوصد چندان کرده . همه در یک حالت ناامیدی هستیم. مخاطبین هم متوجه این حالت شده اند . انها را هم از دست داده ایم. در هر اجرا ما بیش از 50 تا 70 نفر بیشتر بیننده نداریم.
در سال94 و95 حتی یک ریال برای اجرای برنامه های تئاتری از سوی اداره کمک نشده است . بدون حمایت مالی وسرمایه اولیه کار تئاتر تقریبا" غیرممکن است. در این دوسال هیچ یک از خواسته های ما عملی نشده و هیچ یک از درخواستهای ما به اداره کل منعکس نشده است . رئیس اداره سهوا" یا تعمدا" هیچ یک از درخواستها و نامه گروه ها را به اداره کل نداده یاآنها این طور می گویند به هرحال هیچ کس حاضر به پاسخگویی نیست. موقعیت تئاتر هم مانند دیگر برنامه های فرهنگی وهنری دیگر بوکان است . تبعیض و برنامه های غیر شفاف ومشکوک تا مغز استخوان را فرا گرفته است.با درنظر گرفتن رشد شاخص های انسانی و اجتماعی در بوکان وقیاس با شهرهای دیگر استانها ،کمک وحمایتها به منفی وزیر منفی رسیده است .
قیاس ها خیلی ساده هستند. مثلا" در استانهای هم جوار به تعداد سالن های آنها افزوده شده است. در بوکان یک سالن تخت اختیار اداره ویک سالن کوچک تحت اختیار امور کتابخانه ها داریم به شدت مستعمل وفرسوده می شوند . وامکاناتی در حد کارهای اماتوری دارد. در سال تعداد مخاطبین ما به شدت کاهش پیدا کرده است اما در همه ایران ثابت رو به رشد بوده است .
تعداد نمایشنامه ها وکتابهای چاپ می شود؟ آمار مطالعه و برگزاری کلاسهای آموزشی . رتبه بوکان در حد بسیار پایین واگر هم بوده به همت همین هنرمندان که مثل همیشه بدون دریافت دستمزد و حقوق و صرف هزینه خودشان بوده است . تحقیق وپژوهش که اصلا" . همایش وکلاسهای آموزشی حرفه ایی ابدا . فارغ اتحصیل و یا دانشجوی رشته تئاتر در این دوسال اصلا" و آنهایی هم فارغ اتحصیل شدند بیاید ببنید چه وضعیتی دارند. جایگاه تئاتر بوکان زمانی که در استان وکشور حرفی برای گفتن داشت . الا" به شدت نزول پیدا کرده . همه اینها به عدم توجه متولی ومدیریت فرهنگی اداره ارشاد برمی گردد . هنر مادر که اینگونه وضعی داشته باشد وای به حال دیگر هنرها و فرهنگ وادب.
زریان؛ خود هنرمندان هم در نابسامانی نقش دارند؟
عزیزی؛ جواب: بله ، قطعا" دارند. در همه جا سکوت نشانه رضایت نیست، با آنکه از این وضعیت راضی نیستند اما سکوتی معنادار کرده اند. سکوتی از سر نشان ناچاری و دست پاچگی و درماندگی از حمایت های اداره ومدیریت فرهنگی . ارعاب و یا خود سانسوری.موازی کاری ها ادارات ومتولیان فرهنگ وهنر در این رابطه و ایجاد تفرقه از این بابت در میان گروهها وهنرمندان. منیت ها و خود بزرگ بینی کاذب تعدادی دیگر . که البته همه اینها قابل تعامل وحل شدن است . آنچه ضربه بزرگ برپیکره فرهنگ وهنر وخصوصا" هنرهای نمایشی آورده است عدم توجه و حمایت اداره فرهنگ وارشاد و نادیده گرفتن انجمن صنفی هنرمندان و نادیده گرفتن مطالبات آنان است . هیچ یک از گروه های بوکان در سال 94 و95 حتی یک ریال هم از هزینه های اجرای عمومی که برای گروه ها درنظر گرفته شده را دریافت نکرده اند .
زریان؛ در این ماه در چندین مرحله شاهد اعتراضات وانتقادهای از نحوه عملکرد دستگاههای دولتی نسبت به هنرمندان و نویسنده گان بوکان بوده ایم .از اعتراض آقای کاکه سوری در مراسم رونمایی از کتابش تا ادامه آن و اخیرا" اعتراضات وانتقادهای شما وارسال نامه سرگشاده به وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی . به نظر شما چه تاثیری در روند فرهنگ وهنر خواهد داشت ؟
عزیزی؛ رشد فرهنگ وهنردر بوکان مانند هرجامعه دیگری با سطح رضایت مندی جامعه هنری وتئاتری از مدیریت فرهنگی را تعیین می کند . احترام به شخصیت حقیقی وهنری وتوجه اداره فرهنگ وارشاد به بودجه تئاتر وشفافیت در این زمینه و همچنین به رسمیت شناختن گروهها و هنرمندان بر اساس سطح تخصص و اموزشی وسوابق و تلاش برای بالا بردن سطح کمی وکیفی واموزشی گروهها و سپردن مسئولیتهای واقعی گروه ها به انجمن صتفی هنرمندان
زریان؛ فضای امروز تئاتر و آینده اش را در بوکان چگونه می بینید؟
عزیزی؛ وضعیت موجود تئاتر بوکان مانند همه دیگر رشته ها ی هنری وفرهنگی نابسامان واسفناک و وحشتانک ودردناک است .
مدیریت فرهنگی بجای توجه به هنرمندان و برنامه ریزی حداقل یکساله وتوجه به سهم و نقش انجمن نمایش وهنرمندان تئاتر به دنبال بعد تبلیغاتی و جنگ وشو وجوک است. همه هنرمندان و نویسندگان و ادبا احساس نگرانی وناامنی شغلی وشخصیت حقوقی خود هستند. تئاتر واقعا" سخت بیمار شده ونیاز به مراقبت ومداوای فوری دارد. نیاز به شفاف سازی وتغیر مدیریتی وشیوه مدیریت دارد. نیاز به دعوت وآشتی دوباره هنرمندان پیشکسوت و حرفه ایی دارد. نیاز به احترام دارد. سالها است این فریادها در گلو مانده اند. امروز اگر نویسنده ای فریاد برمی آورد واقعا" دیگر تحملش را از دست داده .
انتقاد واعتراض های من فقط به خاطر این بوده که در برابر همه این هنرمندان واقعا" مسئول هستم این تنها صدای من نیست بلکه نمینده همه صداهای هستم که اگر مسئولین دیر چاره اندیشی کنند در فضا خواهد پیچید . اگر مسول ومدیر فرهنگی بوکان توجه می کرد و پیام ما را به مسئولین می رساند وشفاف برخورد می کرد شاید بیشتر مشکلات حل می شد . در طول این دو سال حتی یک مورد از درخواستهای گروهها به اداره کل منعکس نشده . اداره کل به هیچ یک از پیام ها ی ما توجه نکرده حالا به وزیر نامه نوشته ام . اگر جواب نیامد با رئیس جمهور در میان می گذارم اگر جواب نیامد با رهبر در میان می گذارم بالاخره کسی باید به خواسته های ما رسیدگی کند . وضعیت مهبم ونامطلوب فرهنگ وهنر بوکان باید به حد مطلوب برگردد.
از سال 1363 عمر خودم را صرف تئاتر کرده ام. حق من وهمه کسان دیگری است شرایط مطلوب وایده ال شود. مدیریت و متولی به هنرمندان احترام بگذارد ومدیریتی قوی در این زمینه داشته باشی .
الان هر کاری را می خواهیم انجام دهیم به مشکل برمی خوریم این مشکلات شایسته ما وشهر مانیست . این قهقرا و نابسامانی در جامعه هم رخنه خواهد کرد. نقش هنرمند وادیب و نویسنده کم رنگ و نابود می شود . فرهنگ وهنر نابود می شود. جامعه بسوی تباهی وتاریکی می رود.مدیر فرهنگی باید خودش ادیب و هنرمند باشد و یا حداقل به دست متخصص وعاشق فرهنگ وهنر بسپارد.
زریان؛ اما فرماندار از مدیریت فرهنگی واداره ارشاد حمایت کردند و عملکرد ایشان را تائید کردند.
عزیزی؛ وضعیت تئاتر بوکان و درادامه آن وضعیت فرهنگ وهنر روبه خاموشی است . مسئولین فرمانداری وارشاد وکمسیون فرهنگی در میان مردم باشند و با هنرمندان بمانند و وضعیت زندگی و معاش آنها را بدانند که چقدر است آن وقت اظهار نظر کنند.
تئاتر یک کار گروهی است . برای هر اجرا در خوشبینانه ترین حالت حداقل 10 نفر به صورت شبانه روزی کار می کنند. در سال 94و95 به هیچ کدام از انها حتی یک ریال کمک نشده است . کجای این عملکرد مطلوب وشایسته است؟
سالن متعلق به ماست . اما چه نقش وسهمی به جز حرص خوردن وافسو س و اه در روند اجراها و گروهها دارد؟ گروههای بیزنس وهرمی در این سالنها چه می کنند؟ هزینه ای که از اینها دریافت می شود در کجا صرف می شود ؟ چرا جنگ وشادی وجوک وشو همیشه سالن را اختیار دارند؟ چرا برای اینگونه برنامه ها همیشه بودجه به اندازه کافی وجود دارد؟ چرا برای خوانندگان پولی همیشه همه چیز مهیا است؟ چه کسی بر این برنامه ها نظارت می کند و راحت مجوز می گیرند؟ هیچ اراده ای برای گسترش وبهبود وضعیت فرهنگ وهنر وتئاتر ندارد.این فعالیتها هم که صورت می گیرد ناشی از روح پویای تئاتر است واین ذات تئاتر وهنر است که نفس می کشد .
زریان؛ البته شرایط خاص دولت در این روزها را هم باید مد نظر گرفت .امکانات محدود هستند . مسئولین هم این انتظار را از هنرمندان دارند.
عزیزی؛ بله صدرصد .اما این تعامل باید دو طرفه باشد . اگرمسئولین و مدیریت فرهنگی اراده ای برای حل این مشکلات داشته باشند . اداره ارشاد با همین امکانات وبصورت شفاف با هنرمندان تعامل کند و با راهکارهای خوبی می تواند دیگر دستگاههای مانند فرمانداری وکمیسون فرهنگی شورای شهر وشهرداری را نسبت به تئاتر وفرهنگ وهنر حساس و دغدغه مند ازد و با استفاده از قدرت ومهارت خود آنها را درتصمیات خود سهیم کند اما الان برعکس شده واداره ارشاد کاملا" در زیر نظر فرمانداری و شورای فرهنگی اداره می شود و به صندوق صدقات تبدیل شده . وهنرمندان وگروهها برای حل مشکلاتشان باید درارهرو فرمانداری به صف بایستند و برای گرفتن صدقاتی که حق خودشان است مانند گداهای سرکوچه در راه پله های شورا وشهرداری بالا وپایین کنند .
وظیفه هنرمند تولید تئاتر وخلاقیت و کمک به رشد فرهنگ وهنر شهروجامعه خود است . همانطور که گفتید مسئولان از هنرمندان انتظار دارند . هنرمندان هم از مسئولان ومدیریت فرهنگی انتظار دارند شفاف ودقیق وبا احترام برخورد کنند. که متاسفانه در حال حاضر چنین اراده ای نمی بینیم . و تئاتر وهنرمندان به حال خود رها شده اند وسرگردان مانده ایم .
زریان: چه برنامه ای برای روزهای در پیش رو دارید ؟
عزیزی؛ من شخصا" شرمنده همه هنرمندان تئاتر بوکان هستم چرا که هیچ یک از خواسته های انها را نتوانسیم به سرانجام برسانیم.استعفا بهترین گزینه برای من است . خیلی وقت پیش به خاطر همین موضوعات استعفا داده ام. اما به خاطر تعهدی که دارم تا تعیین مسئول بعدی انجمن هنرهای نمایشی همچنان در خدمت هنرمندان خواهم بود وامیدوارم حداقل توانسته باشم صدای شان را به گوش مسئولین برسانم هرچند که بعید می دانم گوش کنند./