مروری برتاریخچه نمایش های سنتی وعروسک گردانی در بوکان
نمایش کاروانسرا یی ولوتی بازی وعنتر بازی
مروری بر نمایش های سنتی وعروسک گردانی در بوکان در سالهای 1335 وقبل از آن
در گذشته در شهر بوکان مانند همه شهرهای منطقه دارای کاروانسرها و چایخانه ها وقهوه خانه های معروفی بود که پایه واساس گسترش ورونق (داستان سرای )و(نقالی) و(نمایش) و( لوتی بازی وعنتر ومیمون وخرس بازی )و( شکروکه بازی)و (معرکه گیری ومار گیری) و( زوران بازی )و(پهلوان بازی) بوده است .
"شکروکه" ملیجلک ها وطلحک ها بود که با گروههای غیر بومی منطقه به شهر می آمدند و با انها نمایش اجرا می کردند.
میر نوروزی نیز یکی از مهم ترین وسیاسی ترین این نمایش هابود که دوباره اوج آن در زمان جمهوری مهاباد وبه دستور روسای و اجرای آن در آن زمان بود است .
گروههای عروسک گردانی "بی بی جان خانم" که بیشتر نمایش های آنان حول محور مسائل اجتماعی و خانوادگی و روابط مستاجر وموجر و آقای بقال ومشتری و در بیشتر موارد روابط بین "مادر شوهر وعروس" و"داماد ومادر زن" و "بچه ها وزن بابا" " و خواستگاری مرد مفلس" بوده است .
معروفترین داستان بی بی جان خانم ، داستان معروف شعر گونه ای است که با ساز وآواز اجرا می شد وزندگی خود بی بی جان خانم بوده است .
بی بی جان خانم زنی مهربان ودلسوز برای پسرش بوده که بعد از سالها رنج ومشقت و رخت شوری وکلفتی در خونه ها بالاخره آرزو یش را برآورده می کند و برای پسرش زن می ستاند . عروس پیش شوهرش چنان وانمود می کند که بسیار خوب مواظب مادر شوهرش است ودر غیاب شوهرش ، بی بی جان خانم را به هرکاری که درآن بتواند منفعتی کسب کند وا می دارد. تا زمانی که بی بی جان خانم نیرو دارد او را به گلدوزی و فرش بافی و کارهای دیگر وا می دارد و بنام خود به دیگران معرفی می کند و با قیمت گزاف می فروشد و سپس که بی بی جان سو در چمانش ندارد و نای حرکت ندارد مجبور می کند که چندین تخم را با خود داشته باشد وآنها را به جوجه تبدیل کند و پول درآورد و در نهایت برای اینکه از شرش خلاص شود بی بی جان را به جای میمون به گروه نمایش قالب می کند وبی بی جان برای عبرت دیگران است که با انها می رود وبا شعر سوز ناکی داستانش را با شعر وساز گروه نمایش می دهد .
بیشتر گروههای نمایش سیار با اجرای نمایش های طنز وکمدی وساز وآواز تماشاگرانشان را ساعتها سرگرم می کردند و با پول ویا اجناسی را از مردم می گرفتند روزگارشان را سپری می کردند . گروههای معروفی نیز بودند که در مجالس شادی وعروسی واعیاد ونوروز وشبهای رمضان در خانه ها وکاروانسرها ویا چایخانه های معروف به اجرای نمایش وداستان سرایی ورستم خوانی وخورشید وخاور خوانی و بیت خوانی ولاوک خوانی وحیران خوانی که بیشتر بصورت تک نفره ویا دو نفره اجرا می شد می پرداختند .
بوکان در سالهای قبل از 1350 دارای اقلیت های کلیمی ومسحیی نیز بوده وآنها نیز به نوبه خود در اجرای نمایشات در مراسمات خود وحتی برای عام نیز سهم بسزایی داشته اند.
معروف ترین داستان طنز که توسط داستان خوانا ن خوانده می شد داستان(مام ریوی) عمو روباه عبدالرحمن شرفکندی (ماموستا هه ژار) می باشد .
بر خلاف نمایش سیاه بازی که تنها یک شخصیت سیاه بعنوان محور اصلی نمایش داشت . نمایش های اجرا شده در کاروانسرهای بوکان چندین شخصیت متفاوت اجرای داستان را به عهده داشتند . در این شخصیت کچل رند وحقه باز در بیشتر جاها با اغلب داستانهای کچلک بازی شخصیت مشترک داشت . تعداد اجراهای این گروهها به قدری زیاد بود که چهارچوب اصلی داستان در اغلب اوقات یک تم بخصوص داشت وبازیگران با اجرا های متفاوت همیشه بدون انکه متن مکتوبی داشته باشند با اتکا به حافظه خود آن را اجرا می کردند . در دوران رضا پهلوی و جمهوری کردستان و بعداز آن نیز پر رونق بود
سپس این گروهها با پیدایش تلویزیون وسینما و گروههای که در سالن ها به نمایش می پرداختند و از آنها حمایت رسمی می شد رو به زوال نهاد و به پهلوان بازی و سیرک ونمایش حیوانات وشعبده بازی محدود شد که آن هم با تعطیلی کاروانسرها در شهر و تغییر سبک زندگی مردم وفوت ویا کهولت سنی گرداننده گان وعوامل زیاد دیگری به کلی از بین رفت وتنها در روستاهای با جمعیت زیاد اجرا می شد.
اخرین اجراها ی این گروهها در فاصله سالهای 1330 تا 1345 در کاروانسرهای بوکان اجرا شده است واخرین ومعروفترین این کاروانسرها ، کاروانسرای " رشید چوار جاو(رشید چارچشمی) و رحمان سنجو (رحمان سنجد) و حیاط باربری دخانیات ومیدان قپان گندم بود .
اخرین اجرا ها از این دست نمایش " نمایش های سیرک خلیل عقاب شیرازی و پهلوان کویره (کور)سقزی بود که اخرین آن بیشتر تک نفره ودر میدان قپان و سرگرمی و بداهه گویی بود ه واز سوی مردم چندان جدی گرفته نمی شد .
وآخرین اجرای سیرک ونمایش سیرک خلیل عقاب بود که در سالهای 1350 در حیاط دبیرستان اجرا شد و اجرای آن در بوکان برای همیشه خاموش گردید .
در این باره آقای هاشم رضایی بوکان در یادداشتهای خود نوشته است خلیل عقاب در سالهای دهه 50 به بوکان امد ودر حیاط بزرگ دخانیات به اجرای نمایش پرداخت .
هاشم سلطانی نیز نوشته است . به خوبی به یاددارم سینی های بزرگ الومنیومی را پاره می کرد و ماشین از روی ش رد می شد و با پشت تیر آهن را کج می کرد .
آقای جعفر مردانبگی از پیشکسوتان تئاتر نیز می نویسد . زمانی که نمایش معرکه گیری و پهلوان بازی در شهر اجرا می شد من به اتفاق مرحوم محمد کریمی مچول از هنرمندان تئاتر شهر هم بلیط می فروختیم و هم تبلیغات ان را به عهده می گرفتیم که برایمان هم درامد داشت وهم نمایش ها را رایگان می دیدیم .
آقای خالد حیدری نیز از پیش کسوتان تئاتر در بوکان در این باره نوشته است به واسطه نزدیکی خانه ما با محل اجرای بازی های نمایش سیرک بیشتر آنها را از روی پشت بام خانه مان می دیدم .
نقال خوانی و داستان گویی همراه با ساز واواز در چایخانه ها تا سالهای 1365 نیز بصورت های گوناگون ادامه داشت. معروفترین آنها در خیابان کهنه و کوچه مسجد بازار و جنب حوض بزرگ واز همه معروف تر چایخانه برادران آذری بود .
بیشتر این گروهها درچندچیز مشترک بودند . ادبیات شفاهی قوی ومردمی و پرسوناژهای با رویکردی شادی آور و منتقد زندگی و برخوردهای غلط در زندگی وروابط خانوادگی واجتماعی و بر انگیختن احساسات وعواطف مردم نسبت به مادر وپدر و بزرگترها و همچنین ازادی در گفتار و کردار با تعهد به اخلاقیات واحترام به رسم و رسومات مردمی وایجاد شور ونشاط در بین تماشاچیان خود بودند.
نقش شخصیت محوری انها بر پایه کلام و شعر واواز وموسیقی محلی استوار بود وهرکدام که در بداهه گویی و شعر واواز تبحر بیشتری داشتند در میان مردم از محبوبیت بیشتری برخوردار بودند . به همین خاطر بداهه گویی و داشتن شناخت از ادبیات و روایت محلی و صد البته حافظه قوی و نکته سنجی گروهها در مورد نقش بسزایی داشت . ودر موفقیت انها بسیار حائز اهمیت بود .
این گروهها به نوعی بعنوان نماینده مردم از همه اشتباهات ونوع روابط مردم با یک دیگر و رابطه آنها با سیاست ودولت و اجتماع و ایجاد فاصله طبقاتی وعملکرد دولتیان وکارمندان با مردم را مورد نقد وتجزیه وتحلیل وبررسی موشکافانه قرار می دادند وبا تمسخر گرفتن آن ، بصورت صریح از آن انتقاد می گرفتند .
بازیگران این نمایش ها داری جست وچابکی وتبحر در تغییر حالت صورت ومیمیک و پیچ وخم دادن با انعطاف بدن و تقلید صدا های گوناگون ودراوردن ادای وحرکات وصدای زنان بودند و از قهرمان داستانشان یک تیپ دوست داشتنی وماندگار برای مردم را ارائه می دادند .
در این گونه نمایش ها دکور بسیار ساده ویا اصلا" وجود نداشت و وسایل آنها بیشتر یک صندوقچه و چند عروسک دست ساز و سرنا ودهل ونی ضرب وتمبک بود .
بیضایی در کتاب ” نمایش در ایران ” می نویسد : ” بازی مقلدان، مبالغه آمیز و از واقع گرایی به دور بوده و لباس ها دقیق و مستند نیست و حامل و حاصل فکر و ابتکار مردم عامی است. ” مردمی که به راحتی با شخصیت های سیاه بازی مثل سلطان، حاجی، زن حاجی و … ارتباط برقرار می کنند و انس می گیرند؛ چرا که این شخصیت ها، برآمده از زندگی روزمره همین مردم هستند.
در بوکان این گونه نمایش ها همیشه پر مخاطب ترین بوده و تا زمانی که اجرا می شد بیننده داشتند و همیشه پر رونق وشاد بوده است .
هر چند در سالهای 1350 به بعد مورد عضب اداره سانسور شاهی قرار گرفتند وبا تهدید وارعاب از گسترش آن جلوگیری کردند که متاسفانه تعداد کج اندیش نیز با آن همراه شدند وبه شماططت و مورد تهمت وتوهین های ناروا قرار گرفتند .
اما انها برای همیشه در تاریخ نمایش بوکان برگهای زرینی به خود اختصاص داده ا ند. و هم رتبه با نمایش های کاتاکالی هندوستان ونمایش نو ژاپنی وسیاه بازی ایرانی وکمدی دلارته ایتالیایی می باشد وچه بسا از لطاظ مفهوم وپیام قوی تر ومردمی تر باشد .
تاریخ پیدایش آن به تاریخ تمدن مانای ها ودر بوکان نیز با پیدایش و سکونت مردم در این منطقه بوده وهست .
همانطور که ذکر شد نمایش این گروهها توسط شخصیت های اصلی آن بصورت بداهه گویی و بداهه نوازی وبداهه نمایی همزمان انجام می گرفته است و با تشویق و خواست تماشاچی بیشتر جان می گرفت . در این نمایش ها سانسور وخود سانسوری معنایی نداشت وبنابراین نمایش افشاگرانه وانتقادی و بی واسطه ورک گو وبی پرده بود .
دردهه های 30تا 45 شمسی این نمایش ها در جشن های و عروسی ها ونوروز و بیشترروزها و شبهای زمستان بدون وقفه اجرا می شده است .
از سال 1345 به بعد با پیگیری اداره امور تئاتر ونمایشات و شهربانی ابتدا محدود به سالن ها ی نمایشی و مکانهای از پیش مشخص شده گردید وسپس با اوج ورود تحصیلکرده ها وایجاد گروههای نمایشی دیگر بازار آنها رو به کسادی نهاد وتعطیل شدند و هیچ گاه نتوانست به دوران شکوه گذشته خود بازگردد.
آنچه از این دوران شکوه وجلال باقی ماند گروههای تئاتری بودند که درلابلای برنامه های رسمی خود نمایی می کردند . و با اجرای تئاترهای کمدی که مردم دوست داشتند این نوع از تئاتر را زنده نگهداشتند .
سال 1315که اولین بخشدار بوکان بنام آقای عزیز خان حیدری منصوب شد و اداره شهر بصورت رسمی ودولتی آغز گردید روند دولتی کردن تئاتر ومراسمات نمایشی نیز آغاز شد ودر سال 1327 که بصورت شهرداری درآمد این روند شدت بیشتری یافت .
در رسمی کردن تئاتر و جدایی نمایش های آیینی وسنتی از تئاتر رسمی اداره فرهنگ وآموزش وپرورش نقش بسزایی داشت .
اما بودند کسانی که هنوز برای ارتباط مردم در این سیستم با استفاده از نمایش های مردمی در صحنه حاضر می شدند . و نمایش های بامضمون و بسیار شبیه به نمایش های سنتی بوکان به روی صحنه بردند .
آقایان مرحوم غفور حاج غفوری، حسین مردابگی،محمد آذری، ابوبکر غفوری، حسین سعیدی، علی جلالی، عثمان فتحی، حسین دهبندی، جواد جوهری، ماجد حمزه، خالد رضایی، محمد امین شیرخانی، رشید آزادیخواه، محمد کریمی، ناد قادری، حسین ملک پور، منصور فرخی ، عزیز مردانبگی، عبدالله امینی ، فتاح اسماعیل پور، حسین سرکار، عثمان اسماعیلی، منصور حلبی، حسین محمدیان، وبعد از انقلاب نیز که دوباره از سوی مرکز هنرهای نمایشی توجه خاصی به این نمایش ها می گردید . هنرمندانی چون حسین سرکار، محمد کریمی، عبدالله اپکان ، جعفر مردانبگی، محمودی، و از سال 1365 به بعد بصورت مداوم ومستمر آقای سهراب قهرمانی، لقمان نجاری ،کریم رحیمی، اسماعیل احمدیان ، عبدالرحمن عزیزی باجرای نمایش های سنتی ادامه دار چون "فه ته وعه زه" ادامه داده اند . وآن را سرپا نگهداشته اند.