گروه تئاتر کوچک -به بهانه برگزاری جلسه اعضای انجمن نمایش بوکان
با سلام .
به بهانه برگزاری جلسه اعضای انجمن نمایش بوکان در چند روز اخیر ورایزنی ها برای بهبود وضعیت این انجمن مطالبی را که سالها است در دلم سنگینی می کند را می خواستم در این سطور بریزم .
هر چند که تمام انچه را که می خواهم بگویم نمی توانم بنویسم حال از هر جهت که شما دوست دارید حساب کنید از ترس یا از بیان ناقص و.......
متاسفانه تشکیل انجمن نمایش وگروههای نمایشی وابسته به ان خود حدیث مفصلی است که شرح آن قاموس دگری می خواهد و گوش شنوا و دل مهربان وروحی لطیف که درک مان کند . گروه های نمایشی که در بحبوبه مسایل سیاسی در منطقه بوجود امدند و هر جوانی که وارد گروه می شد حتما بارها مورد اهانت خیلی ها قرار می گرفت اما عشق وعلاقه به تاتر این جور چیز ها را که حالی نمی شد . تمرینات در سرمای سخت زمستانهای ان سالها واتاق سرد تمرین وبی پولی و کارکردن تاتر بی چیز و خیلی از چیزهای دیگر . از جشنواره های مدرسه وبسیج گرفته تا استانی وشهرستانی و جنگ شادی ودکلمه خوانی واقعا که چه صفای داشت و واقعا که ما عمر مان و جوانی مان وخیلی از چیزهای دیگری مانند زندگی مان را گذاشتیم و جز لذت و شادی روحمان چیز دیگری نصیب مان نشد و نشده ونخواهد شد . از محمد کریمی وخان تا بوکان شهرستان میشود و کارهای ابراهیم مکی و منصور فرخی و خالد حیدری تا حرکت های اخیر این چند ساله هر چه که بود بنای تاریخ نمایش بوکان را ادامه دادیم و نام ما هم لای جرز ان گذاشته شد . مثل همه . مثل انان که تاتر با اعمال شاقه را باب کردند تا انان که همیشه سوار بر اتوبوس ومینی بوس از این جشنواره به اون جشنواره می روند و می ایند وپارچه دور میدان می زنند و خودشان را عرضه می دارند . از دوره دوم انجمن نمایش انجمن از هم پاشید . انتخابات فورمالیته شد . رئیس انجمن ها انتصاب می شدند و اتاق انجمن بالا وپاین می شد دراداره ارشاد . حالا هم عین دفتر وزیر تزیین شده . خدا خیرش بده بانی و مصبب ش را.
حالا هم دور افتادیم که بابا بیاید برای جوانانی که قرار بیایند و بودجه ای که قرار است بیاید؟؟؟؟؟؟؟؟ طرحی نو در اندازیم ... اما انگار که آش همان وکاسه همان .... دراین میان جنگجویانی برای تمام فصول قد علم کرده اند. ومثل همیشه چیزی جز بد بیاری و اشوب به پا کردن چیزی دیگری ندارند که ندارند . حال عطایش رابه لقا یش ببخشیم یا بمانیم و بسازیم تا دیگران بهره ببرند .
پیشنهاد دادم که تر کیبی از پیش کسوتان و با تجربه های تاتر بیایند تا ترکیبی را با جوانان ومدعی یان امروز در ادراه تشکیل دهیم . جوانان هیچ یک شامل دستور االعمل وایین نامه مرکز هنرهای نمایش نیستند و به این سرعت هم نخواهند توانست شرایط را فراهم کنند . ترکیب پیشکسوتان تاتر بوکان وجوانانی که امروزه کار می کنند حرکتی نوین در جهت رشد واعتلای تاتر بوکان ،سیاست گذاری ها وبرنامه ریزی های جدی ، صورت خواهد گرفت . می توان برای سال 86 خیلی برنامه های که تا کنون اجرا نشده ا ند برگزارکرد . در فصل های مختلف سال برنامه گذاشت واجرا کرد ودرپایان هر فصل نقد ومروری بر ان ها داشت . یک نگاه جدی به نمایش ، و شناخت مردم و اجرا برای مردم وجذب مخاطب تا مردم بتوانند به سالن تاتر برای دیدن نمایش بیایند و از اینکه انجمن ترمینال گروههای شود که از بودجه انجمن واداره برای اجرا در شهرهای دیگر استفاده می کنند جلوگیری شود واگر هم باشد با برنامه باشد با اجازه مردم ومخاطبین
متاسفانه انجمن نمایش بوکان یکی از غیر فعالترین انجمن های نمایش در ایران بوده و هر فعالیت نمایش هم که صورت گرفته توسط اداره ارشاد صورت گرفته و تهیه وتولید شده است . هر چند انجمن نمی تواند مستقل عمل کند اما می تواند فعال باشد و پویاتر . بودجه ای برای انجمن که در نظر گرفته شده بود خیلی اندک که حتی کفاف مخارج تهیه وسایل هیچ یک از گروهها راهم ندارد . حمایت کننده مالی نداشته وگروهها به نام انجمن مستقیما از نهاد ها کمک گرفته اند که حساب مشخصی ندارد . در حال حاضرگروه های نمایشی و افراد فعال انجمن ترکیب سنی جوان ونوجوان دارند و بنا به دلایلی که ذکر انها جایز ولازم نیست افراد با تجربه و پیشکسوتان تاتر و مسن در ان وجود ندارند . قدم اول به نظر من ایجاد این ترکیب است . واین معضل اصلی انجمن نمایش بوکان است . این ترکیب می تواند حرکت نوینی در به ثبت رساندن انجمن نمایش بوکان بعنوان یک انجمن نمایش فعال در ایران شود و از جشنواره گرایی و ایجاد تاتر های با اعمال شاقه و اکروبات بازی های بی مورد و برگزاری کلاس های اموزشی موثر باشد و معضل تاتر وانجمن نمایش بوکان را یکبار وبرای همیشه حل کند .
سه مشکل اصلی واساسی دیگر نگاه مسولین ومردم و اعضا به انجمن است . یعنی یک نگاه بیرونی ویک نگاه درونی . نگاه بیرونی نگاهی است که به فعالیتهای انجمن وتاتر می شود تا گزارش کار و عملکرد فعالتها اضافه یابد ونگاه مردم ومخاطبین به تاتر و نگاه جوانان که دیدگاههای خاص خود را دارند و می خواهند با هر نحوی که هست انجمن را در دست بگیرند و انحصاری کنند همانطور که از سالهای هشتاد به بعد انجام شده و در کل معنا ومفهوم انجمن و هیات هنری را از دست داد . و باز متاسفانه در این سالها باهمه تاب و رفت وامدها هیچ اتفاق خجسته ای در انجمن نیافتد واین میراث گرانبها را راکد گذاشتند ورفتند .ساختار ان رابیمار کردند و اعضای انتصابی و انتخابی ان هیچ فعالیتی برای پیشبرد ان جز برای مقاصد خودشان انجام ندادند و صورت مسله اصلی انجمن را پاک کردند . هیچ امکاناتی بیشتر انچه که در دهه هفتاد بود الان نیست . و زمینه ا ای را که ان سالها برای خیل علاقه مندان فراهم شد از بین بردن . و کمتر کسی رغبت برای کار تاتر پیدا کرد هر چه که بود همان بود که بود . من دلیل اصلی ان را فاصله بین پیشکسوتان تاتر و حرفه ای را با بدنه اصلی انجمن می دانم . حالا هم دیر نیست . باز گشت هنرمندانی چون خالد حیدری و رضا شامی و گروههای قدیمی تاتر و دعوت انان از سوی اداره ارشاد بوکان بسیار خوشحال کننده است ونوید بخش آینده درخشانی برای تاتر بوکان است ومن به این قضیه ، بسیار امیدوارم .